اوووم خودمم نمیدونم من هر بار میرم امپول ارامبخش میزنن بهم خواب میرم
دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد
ادما میتوانند هرجور که دوست دارند زندگی کنند بشرط اینکه باعث اسیب ب زندگی بقیه نشه..کاش بشه بریم ی جایی که بخاطر دیگران راه رسم زندگیم عوض نکنیم .. ...ب امید روزی این سرزمین جای بهتری شود برای زندگی
نه عزیزم این چه حرفیه. من خودم این مشکل رو داشتم و دارم. شکر خدا دیگه زندگیم مختل نمیشه فقط بعصی اوقات حمله عصبی خفیف بهم دست میده و از کار و زندگی نمیفتم