وای خدا مگه میشه ...ما برای زردی پسرم یه شب از هم دور بودیم و من بیمارستان بودم روز بعد ک اومد بهمون سر بزنه تا رسید بهم انقد صداش بغض داشت نگاهمون که بهم افتاد جفتمون ب گریه افتادیم تازه بعد ک اومدم خونه مامانم گفت همون روزم ک شما رو بیمارستان گذاشته و اومده خونه تا رسیده وسط اتاق زانو زده و نشسته به گریه مامانم میگفت انقد باهاش حرف زدم تا آرومتر شده ...خیلی در برابرماز خود گذشتگی داره..خیلیم با درک وشعور و منطقیه و اینکه دست و دلباز
حالا یه عده اینجا دارن بد میگن به خردادیا باید بدونن ک اون دات آدمیه ک آدم رو میسازه نه ماه تولد