2777
2789
عنوان

دیت رفتن

57 بازدید | 17 پست

۱۶ سالمه خب تاالان دیت نرفتم سنم کمه میدونم با پسر اشنا شده بودم بدون اینکه خودم بخوام رفیقم شمارمو داده بود رفیق رلش بود ۳ روز حرف زدیم ولی من نگقتم را. الان میگه بیا قرار قرارع امروز بعد کلاسم همو ببینیم ولی من اصلا دوست ندارم دیشب بدون هیچ فکری این کارو کردم

بنظرتوت چطوری کنسلش کنم جوابشو کلا ندم؟

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

دختر تو عقللل نداری ؟

16سالگی وقت این کاراست؟

به بابات بگو بعد کلاس خودش بیاد دنبالت

زندگیتو از الان حروم اینا نکن

تو همین خواهر کوچکتر منی یه لحظه تصور کردم دوست خواهرم همچین غلطی کنه و شمارشو بده به یه پسر چقد عصبانی میشم مننن

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
خیلی کار استباهی کردم الانم بلاک کردم

آفرین به چند مدتی هم با مامان بابا برو این کلاسارو

با شماره دیگه هم پیگیری کرد بگو بابام فهمیده و از این حرفا

اون دوستتم ادب کن

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️

نرو خوشکلم . درستو بخون آیندتو بساز خودتو قاطی این چیزا نکن الان خیلی ز ده برات . بگو من نمیخوام با پسری دوست باشم بلاکش کن . اون دوستت هم دعواش کن که دیگه از این غلطا نکنه به مادرت هم بگو تا شماره جدید برات بگیره به هر کسی هم نده مخصوصا همین دوست احمقت . که برای رفیق دوستش دنبال دوس دختره

شادی چیزی نیست جز داشتن یک تن سالم و حافظه ای ضعیف
آفرین به چند مدتی هم با مامان بابا برو این کلاسارو با شماره دیگه هم پیگیری کرد بگو بابام فهمیده و از ...

با دوستم دعوام شد. کلا بهش گفتم

اره حتما همچین کاری مکنم

با دوستم دعوام شد. کلا بهش گفتم اره حتما همچین کاری مکنم

موفق باشی گلد

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز