2777
2789
عنوان

حضانت بچه

| مشاهده متن کامل بحث + 26442 بازدید | 140 پست
به خدا منم حاضر بودم به خاطر دخترم بمونم اما یک چیزی که هست اصرار شوهرم به طلاقه و اگه من قبول نکنم ...

اگه ناچاری سعی کن بچه رو ازش بگیری

فقط داریم حرف میزنیم. اونی که میخواد بگه "به من چه "باهاش موافقم .لطفا نظر نزاره. واقعا به تو چه .وقتت رو نلف من نکن.برو یه تاپیک دیگه که بهت مربوط باشه والله

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اگه ناچاری سعی کن بچه رو ازش بگیری

من که از خدامه جزو آرزوهامه که با بخشیدن مهریه بتونم حضانتو بگیرم اما شوهر نامرد من فقط برای آزار من بچه رو بعد ۷ سال خواهد گرفت و به قول خودش به جایی میبره که آرزوی دیدنش به دلم بمونه 😭

فقط برای عذاب من اینکارو می کنه گرچه رو خودش فشار بیاد دقیقا پسر دایی و پسر عموشم که خانوماشون با وج ...

خدا لعنت کنه این مردای ظالم .مسلمون و نامسلمون ندارن.ذات کثیف و خراب دارن.من شوهر سابقم بچه رو گرفت گفت بخاطر بچه ازدواج نمیکنم.از خونواده بسیار مومن و انقلابی...بعدش ازدواج کرد بچه بانامادریش نمیساخت میوردنش خونه پدربزرگش.ی وقتای دیر ب دیر میومد.محکم ب من میچسبید و نمیرفت.ک پدربزرگش ک خییلی خیر سر کثیفش جانماز اب میکشید با زجه بچه میکشید میبرد تا میتونستن میگفتن مادرت نخاستت و بدگوی من کردن.ک خودم میگفتم مامان اذیتت میکنن دیگه نیا.تو مامان داری برو پیش پدرت.میگفت من ی مامان دارم اونم توای.اینقد سعی کردن من برای بچم خراب کنن.ولی بچم من با اینکه سالی دوبار میومد و پیش نامادریش بزرگ شد.باز من و انتخاب میکرد.الان با ابنکه بزرگ شده.و پیش من نبوده.وقتی میاد مث بچه ها میشه میخاد بغلش کنم و لوسش کنم و نازش کنم.بچم خیلی از خودم بخاطر خودش روندمش ولی برام ثابت شد ک هیییچ بچه ای مادرشو فراموش نمیکنه حتی اگه بدترین مادر باشه.من براش مادر خوبی نبودم.دلم میخاس پیش اونا باشه تا ب ی زندگی عادت کنه یا بخاطر من اذیت نشه خیلی اذیت شد طفل معصوم.ولی از من هیچوقت نگدشت.پسرم با اینکه سختی کشید ولی ی تار مو من ب دنیا نمیده.هیچ احدی هیچ مسلمون و نامسلمونی نتونس عشق من و از قلبش بیرون کنه.پس بدون دخترت اگه عاشقت باشه فراموشت نمیکنه هرجای دنیا باشه

خدا لعنت کنه این مردای ظالم .مسلمون و نامسلمون ندارن.ذات کثیف و خراب دارن.من شوهر سابقم بچه رو گرفت ...

😔😔😔عزیزم چقدر رنج کشیدی اون لحظاتی که بچه رو به خاطر خودش از خودت میروندی خیلییی سخته من فکر نکنم همچین شجاعتی داشته باشم آفرین به تو مادر عاقلی بودی برای خودش اینکارو کردی که کمتر زجر بکشه هیچ وقت فکر نکن براش کم گذاشتی اگر باباش آدم بود تو هم بالای سر بچت بودی هیچ زنی حاضر نیست به راحتی از بچش بگذره مگه واقعا مجبور باشه😔 پسرت چند سالش بود دادی به باباش ؟الان از لحاظ روحیه چطوره مشکلی نداره؟ زن باباش اذیتش نکرده؟

😔😔😔عزیزم چقدر رنج کشیدی اون لحظاتی که بچه رو به خاطر خودش از خودت میروندی خیلییی سخته من فکر نکنم ...

اون موقع حولحوش 3سالش بود.الان 11سالشه.تا اونجا ک شنیدم میگن نامادریش زن بدی نیس.چون از قبل عاشق همسر سابقم بود.ولی شوهرم من و انتخاب کرد.اونم ازدواج کرده بود جدا شده بود.بعد شوهرسابقم با اصرار خونواده باهاش ازدواج میکنه.شوهر سابقم بهش گفته بود.ک اگه منو دوس داری پسرم هم باید دوس داشته یاشی.پسرم باهاش احتمال میدم ناسازگار بود.بهر حال نامادری مث مادر نمیشه.من عادت کردم.سختی زیاد بود.تو جامعه ما برای مرد همه چیز راحتتره.پسرم خیلی سختی کشید.افسردگی گرفت.خیلی فراز ونشیب بود.طلاق خیلی سنگینه.ی زندگی ک بعد چن سال کامل پاشیده میشه.بحران سختی حتی واسه من بود.خونوادشون مشکلشون بامن بود.رفتارشون بابچه ها خیلی خوبه.چون دیده بودم

من که از خدامه جزو آرزوهامه که با بخشیدن مهریه بتونم حضانتو بگیرم اما شوهر نامرد من فقط برای آزار من ...

خدا به راه راست بیاردش. خانمی دعای جوشن صغیر بخون. اگه کسی رفت کربلا بگو تو بین الحرمین برات بخونه. خودت هم بخون و مداومت کن به نیت رفع مشکل انشالله به راه بیاد و زندگیت به هم نخوره. از ته قلب زبون روزه دعا می کنم برات

فقط داریم حرف میزنیم. اونی که میخواد بگه "به من چه "باهاش موافقم .لطفا نظر نزاره. واقعا به تو چه .وقتت رو نلف من نکن.برو یه تاپیک دیگه که بهت مربوط باشه والله
اون موقع حولحوش 3سالش بود.الان 11سالشه.تا اونجا ک شنیدم میگن نامادریش زن بدی نیس.چون از قبل عاشق همس ...

خداروشکر باز با بچه خوب بودن خانوادش خانواده شوهر من که فرهنگ بسیار پایینی دارن مدام با القاب زشت بچه رو صدا می کنن و حرفای زشت میزنن اونم دختری که اینقدر زیبا و مهربون و عاقله که حتی غریبه ها همه عاشقش میشن من فقط میبینم و زجر میکشم جرات کوچکترین اعتراضی هم ندارم. این خانواده بیماران چطور بچمو بدم دستشون مدام در حال عرق خوردنن و به اینم یاد داده هی لیوانو بزنه به لیوان باباش بگه به سلامتی بهش میگم نکن تورو خدا اینکارارو میگه من خودم از ۶ سالگی عرق خوردم اینم یک کم بزرگتر بشه میشینم باهاش می خورم .عموشم که یک مرد مجرد ۳۸ ساله است که خونه مجردی داره برا همونم شوهر من مدام اونجاس در حال بزم و...و همش در حال ارتباط با انواع و اقسام زنهاست و شوهر منم بارها حتی جلوی خودم ترغیب کرده به این کارا خدا ازش نگذره .

خداروشکر باز با بچه خوب بودن خانوادش خانواده شوهر من که فرهنگ بسیار پایینی دارن مدام با القاب زشت بچ ...

نه اونا اتفاقا خیلی مذهبی هستن.بیش ازاندازه سی دی و ضبط صوت نداشتن 😂

ایشالا که درست میشه اینسری توکل بخدا داشته باش

آرزو جان شرمنده اینقدر مزاحمت میشم دوست شوهر دوستم قاضی هست ازش پرسیدن برای حق حضانت گفته اگه تو دادگاه مرد جلوی قاضی وکالت بلاعزل برای حضانت بده و امضا کنه دیگه نمی تونه بزنه زیرش مگه اینکه تو دادگاه لفظی فقط گفته باشه حضانت با مادر که بعد میشه اونو پس گرفت. همسر شما کدوم نوع رو انجام داده که بعد تونسته پس بگیره آیا تعهد کتبی بوده یا زبانی؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108