2777
2789
عنوان

بیایید ماجرای منو خانواده شوهرم

116 بازدید | 11 پست

سلام میخام ماجرا ده ساله من ومادر شوهرمو بهتون بگم شاید درس عبرت شد

سال ۹۵ که عروسی کردم شوهرم به دور از چشم ونظرمن ۲ دنگ از خونه ایی که توش مینشستیم را با باباش شریک شد ولی اسمی ازش تو سند نیمد من بعد عروسی فهمیدم فک میکردم خونه ایی که توشیم اجاره ایی بعد دوماه بهم گفت این کارا کردم

چقدر مادر شوهرم موش میدوند وقتی پیشش تنها بودم که نمیخایید تاز این خونه بلند بشید برید مسکن مهر

وفلان جا بشینید

به شوهرم که میگفتم مامانت اینطوری میگه باورش نمیشد که نه قدیسه اس مامانم

سرتونا درد نیارم من بی تجربه بی سیاست خام

مادر شوهرم وخواهر شوهر که ۱۰ سال ازم بزرگتر بود و توخونه بود هفت خط روزگار .

روزگارم سیاه کردند و اینقدر سر زده میومدن خونم نزدیک خونه اونا این خونه بود

بدون اینکه من خونه باشم میومدن خونم دکور خونه عوض میکردن وهزار بلا به شوهرم میگفتم من روفرشی ننداخته اینا چرا میان خونم وقتی نیستم میگفت نه نیمدن من اصرار اون انگار که کتک میخوردم .

بقیه اشو میگم

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

تموم شد لایک کن بیام بخونم

این نیز بگذرد 🖤امام حسین فرمود: مثلی لایبایع مثل یزید. کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمی کند.🖤ملت ایران🇮🇷 می گویند: مثل ملت بافرهنگ ایران🇮🇷 با مثل سردمداران فاسد امریکا 👹بیعت نخواهد کرد.❌

اینقدر این اتفاقات تکرار میشد و من بی چاره بی سیاست با شوهرم بحث میکردم که مدام باهم دعوا داشتیم

بس که بچه ننه بود

بس که این زن بی وجدان بود

چقدر بعد ها سرم منت میگذاشت اومدم پارکینگ شستم اومدم فلان کارا کردم کثیف بود ال بود بل بود

و ماشینتون شستم . واینجوری منو خار میکرد وخودش پیش شوهرم عزیز

ولی من متنفر بودم وقتی نیستم پاشو بزاره خونم

خونم تو شبشه بود

که دیگه بریدم چقدر نذر ونیاز کردم از این خونه برم

بزرگ بود دوبلکس حیاط دار اما چه فایده برام مثل جهنم بود

تا اینکه شوهرم توی راه چند بار تصادف کرد وبهونه جور شد که از اون خونه بیاییم بیرون نزدیک محل کارش خونه اجرا کنیم

بهونه شد بهشون بگیم سهم ۲ دنگو بدن تا بریم

مگه زیر بار میرفتن مگه فبول دار شدن

اجاره ۴ سال که توش نشسته بودیم هم میخاستن .مدام از بدیایی من پیش شوهرم میگفتن من تنها میفرستادمش سنگاشونا وا بکنن ولی هار میشد میآمد خونه

که دیگه بریدم چقدر نذر ونیاز کردم از این خونه برمبزرگ بود دوبلکس حیاط دار اما چه فایده برام مثل جهنم ...

مادر ودختر میزدن به گریه که زنت بده تو را از ما گرفته واین حرفا میآمد خونه کتک میزد نمیتونستم تحمل کنم بچه داشتم باید میرفتم فک میکردم خوب میشه

اونایی که مدام یه روز در میون سرزده خونم بودن تا ۴۰ روز برای اسباب کشی پیداشون نشد خیلی طول کشید با بچه ۲ ساله اما نیمدن بگن خرت به چند

روز آخر اومدن باهاشون بحث کردم پول بچمه باید بدید

که مادر شوهرم دست میکوبوند روزمین که میدم و انگار نفرین کنه اینطوری حرف میزد باهام که من تو رو عروس کردم عقده لباس عروس بهت میموند وازاین چرت وپرتا حالا خوبه اون موقع ۲۳ سالم بود و بگذریم

مادر ودختر میزدن به گریه که زنت بده تو را از ما گرفته واین حرفا میآمد خونه کتک میزد نمیتونستم تحمل ک ...


پولی که دادن نه به اندازه دو دنگ خونه بود نه خیر وبرکت داشت خورد خورد که نه چشم دید ونه دل

چقدر حرف پشت سرم زدن .چقدر پیش شوهرم بده ام کردن

هنوز بعد ۶ سال ترکش هاش باهامه هنوز

من مستاجرم

وتوی اون خونه مستاجره وحداقل ماهی ۱۰ تومن بجز رهن میگیرن

با پولش مغازه زدن شادن

ولی من باهاشون سر همین کار هاشون که هنوز ادامه داره قطع رابطم

هیچ کس از فامیلای شوهرم از ماجرای خونه خبر نداره عمه هاش وعمو هاش فقط از پشت سرم حرفای بدی میزنه که نمیزاره بریم حونش و پسرمونو دزدیده و دلمون برای نوه ها تنگ میشه

و عروسمون دزده ماله

در صورتی که شوهرم میره بهشون تنهایی یابابچه ها میره بهشون سر میزنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   saramokhtary  |  3 ساعت پیش