طبق تاپیک قبل
وقتی دیدم شوهرم خیانت کرده خاستم تلافی کنم
چندبار خاستم انجام بدم اما نتونستم بدم میومد
تااینکه با ی وکیلی آشنا شدم داشتم دمورد کارای شوهرم میپرسیدم
ک بهم ابراز علاقه کرده باهاش چت میکنم .کلی قربون صدقم میره و میگه جدا شو من میگیرمت باهمون بچه هات. خودم درخاست طلاقو مینویسم برات
قضاوتم کردید اشکالی نداره هرکی میتونه نظرشو راحت بده
.گریه کردم عذاب کشیدم ک چرا نباید شوهرم خوب باشه ادم باشه یا حداقل ب نیازام توجه کنه ک من نرم سمت ی مرد دیگ .عین عقده ای ها شدم .تا یکی بهم محبت میکنه کشیده میشم سمتش .
بقران من اهل خیانت نبودم و الانم بدم میاد
فقط دحد تلفنی بااین اقا بودم
میشه کمکم کنید