من حدود ده ماهه ازدواج کردم و کارمند هستم،فعلا عقدیم من خونه بابام هنوز هستم و زیر یک سقف نرفتیم، شوهرش شغلش آزاده، رسم ما اینه خونواده عروس جهیزیه را کامل میدن،چون شوهرم خونه نداشت، ، به جای جهیزیه خودم و پدرم تو خرید خونه کمک شوهرم کردیم و قرار شد دیکه جهیزیه را خود شوهرم بخره، الان داره جهیزیه را اقساطی میخره و تقریبا تمام درآمدش بابت قسطها خرج میشه، منم ماهیانه یه مبلغی کمک میکنم، این ده ماه شوهرم فقط یه بار در حد دو میلیون لباس خریده و برای تولدم هم کفش خریده، البته هر هفته میبرتم بیرون و هزینه غذا و... میده، یه وقتا بهش غر میزنم که چرا خرج من نمیکنی، هی میگه من الان قرض دارم ولی کلا خسیس هست و حسابگر، البته 9 سال هم کوچیکتره، نمیدونم باهاش چیکار کنم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
الان شما همسن من هستی ولی واقعا دلت زندگی با همسر میخواد هم اینکه تحمل کن و سعی کن چیز های کوچیک بخری که عادت نکنه ب نخریدن و بگو که اقساطمون تموم شد راحتر میخریم که بدون باید خرج کنه عادتش بده