2777
2789
نمیدونم دارم سکته میکنم همه چراغارو روشن کردم نشستم یه گوشه تا صبح شه برم خونه مامانم


من چن شب پیش این اتفاق افتاد ساعت ۳ صبح بود هیچکسم جز یه همسایه مجرد ک بالامیشینه توساختمون نبود اخرسری مجبورشدم زنگ زدم همسایه بالارو بیدارکردم اومد کشتش ولی کلییی خجالت کشیدم و شرمندش شدم

نقش او درچشم ما...هر روز خوش تر میشود :)

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

فک اظطراب ساعات خابم نامنظم شده

من بعد از ظهری سر درد داشتم قرص خوردم تا ۱۰شب خواب بودم و بعدش که بیدار شدم دیگه نتونستم بخوابم ..حوصلم هم سر رفته ..کسی هم نبود باهاش بحرفم

سینگل به گوری تا ابد 
من چن شب پیش این اتفاق افتاد ساعت ۳ صبح بود هیچکسم جز یه همسایه مجرد ک بالامیشینه توساختمون نبود اخر ...

خوشبحالت یکی بود ،همسایه های ما بیدارشون کنم الان فشم میدن ....

پروژه دانشگاه انجام میدم

همزمان سایت هم میام از میزان حوصله سر بر بودن پروژه کم بشه😐😭

   رهایت‌ نمی‌کنم،مگر آنکه‌ مرا از قصد گم‌ کنی (:                           تاپیک هایی که از ۱۴۰۳/۱۱ ایجاد شده متعلق به من هستند                  

درکت میکنم خیلی شرایط بدیه حدقل برو تواتاقی چیزی بخاب درم ببند تاصب شه دیگ چاره ای نیس

نمیتونم اخه حس میکنم دو تا دیدم چون یه جا بال زد ،بعد یه دفعه از پشت پرده یکی دیگه دیدم احساس میکنم چند تان وای 😭

نمیتونم اخه حس میکنم دو تا دیدم چون یه جا بال زد ،بعد یه دفعه از پشت پرده یکی دیگه دیدم احساس میکنم ...

الهی بگردم نمیتونی الان اسنپ بزنی بری خونه مادرت یا دوستی چیزی؟؟

نقش او درچشم ما...هر روز خوش تر میشود :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792