یه دختر زود رنج و حساس و احساساتی بودم اما بروز نمیدادم سر هرچیزی ناراحت میشدم و خود خوری میکردم یه مدت تپش قلب داشتم تا این ک زدو یه اقایی عاشقم شد اصلا اصلا انچنانی نیستم ک بگم خیلی خوشگل و خاص و تیکم اما نمیدونم چرا اینجوری عاشقم شد به حدی ک سر راه مدرسه خودشو میزد بقیه رو میزد خودشو زخمی میکرد خیر سرش تحصیلکرده بود و خونواده ی خوبی هم داشت تو اون مدت که اذیتم میکرد بیماریم خودشو نشون داد بیماری قلبی دارم از اون روز تا حالا گفتم هیچ وقت نمیبخشمش اما امشب یهو تو دلم حس کردم بخشیدمش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.