2777
2789

همه دیگه بدبختی جنس ما

من از ۱۳ سالگی درگیرم

پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی، خداوندا... اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشی و غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بی اندازی و شب آهسته و خسته، تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی، زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا... اگر در روز گرماخیز تابستان، تنت بر سایه دیوار بگشایی، لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر... عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا.... اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی، پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت، *خداوندا تو مسئولی* خداوندا.... تو میدانی که انسان بودن و ماندن، در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من عفونت نداشتم ولی برا پلی کیستیک یه دکتر رفتم دستش طلا بود دکتر پریناز یا فریناز حقایق خراسانی دقی ...

چیکار کرد؟چی گف

دانشجو معلم🌱 تو زندگیت به قدری تلاش کن که بعدا به هیچ عنوان حسرت نخوری♥نور♥

شما مجردی؟خیلی بدبختی داره آخه مگه بهداشتی رعایت نمی کنم...


خیر ۴۲سالمه تا الان درگیرم یه پام فوق تخصص زنانه بهداشتم رعایت میکنم

پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی، خداوندا... اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشی و غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بی اندازی و شب آهسته و خسته، تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی، زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا... اگر در روز گرماخیز تابستان، تنت بر سایه دیوار بگشایی، لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر... عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا.... اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی، پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت، *خداوندا تو مسئولی* خداوندا.... تو میدانی که انسان بودن و ماندن، در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

شوهرتون مشکلی نداره؟


اصلا

پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی، خداوندا... اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشی و غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بی اندازی و شب آهسته و خسته، تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی، زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا... اگر در روز گرماخیز تابستان، تنت بر سایه دیوار بگشایی، لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر... عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا.... اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی، پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت، *خداوندا تو مسئولی* خداوندا.... تو میدانی که انسان بودن و ماندن، در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز