۲۹سالمه هیچ دوستی ندارم اکثرا متاهلن شاغلم خواهربرادرم ازدواج کردن من با مامان بابام زندگی میکنم ولی خیلی تنهام همیشه تومشکلاتم تنهابودم مثلا تصادف میکردم خودم تنهایی همه کارا رو میکردم بابام سنش بالاس خواهر برادرمم همش به فکر زندگی خودشون چهارساله هیچ مردیو نذاشتم تو زندگیم بیاد قبلیا هم خواستگارام بودن که ردشون کرده بودم هرجا میرم تنهایی میرم توی خیابون خیلی پیشنهاد بهم میدن اما قبول نمیکنممیترسم ..ولی الان واقعا خسته شدم ازاین حجم تنهایی
پیشنهاداتو رد نکنمن دوتا رابطه ناموفق داشتم که تهش ازدواج نشدولی موردامو رد نمیکردم، چند وقت باهاشون ...
اخه میگن خیابون خوب نیس یه بار یکی تعقیبم کرده بود پیشنهادشوقبول کردم یه هفته چت کردم یه بار دیدمش اونقدر سم بود دیگه گفتم غلط بکنم توی خیابون درخواست قبول کنم