2789
عنتری جون بله عنتری جون بله 💃🏻

😂😂😂😂😂😂😂😂😂

یه روزی یه انشاء نوشتم، تو مدرسه خیلی تشویق شدم بابت نوشتار و سبک نگارشم! به گمونم همون روز بود که فهمیدم قلم بهتر از زبونم می تونه رویاها و احساسات قلبیم رو به مردم نشون بده؛ دو سال بعدش تو استان رتبه آوردم. هنوزم لذتش اون ته ته های ذهنم هست. از اون به بعد قلم به دست گرفتم و از غم و گلایه هایی که هیچ وقت به کسی نگفتم، نوشتم. همیشه دوست داشتم نویسنده باشم ولی نشد. چراش هم چون غمگینه بماند تو سینه من تا شماها هم غمگین نشید♥ ولی تا ابد برای خودم و قلب شکسته م می نویسم. یه زمانی وقتی سیزده سالم بود دوست داشتم بمیرم چون پدرم عذاب مادرم و من بود. ولی این خواسته م زمانی به سیاهی ها پیوست که خواهر کوچولوم رو گذاشتن تو بغلم! زندگیم سخته ولی با آغوش باز می پذیرمش چون برای زندگی خواهر کوچولوم باید تلاش کنم. از خودم می زنم تا عزیزدلم کمبود نداشته باشه؛ آره شاید هیچ وقت به خاطر وضعیتی که توش به دنیا اومدم خوشبخت نشم ولی برای خوشبختی اون همه کار می کنم؛ حتی زندگی می کنم و نمی میرم!

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


#خدا #شفا #بده 🤣

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز