نامزدم خیانت کرد و رفت و هرروز عکسهایی که میبینم حالم رو داغون میکنه
خودم چندیییین ساله پشت کنکورم و اراده درس خوندن ندارم بهتره بگم حال روحی خوبی برای درس خوندن ندارم
از طرفی هیچگونه پیشنهاد ازدواجی ندارم و این اعتماد به نفسم رو نابود کرده چون تمامی دوستای من بچه بغل میگیرن دیگه من حتی پیشنهاد ازدواج حتی دوستی هم ندارم
درس و دانشگاه که این اوضاعشه و کار هم طبیعتاً ندارم و شاغل نیستم
خانواده فووووق العاده سختگیر و مذهبی که اراده و اختیار من رو ازم گرفتن من هنوز تا سوپری سر کوچه تنها نرفتم با این سن
هنوز کمه به نظرت یا بیشتر بگم