اینجا همه فکر میکنن هرچه خودشون میگن درسته و اشتباهی به تفکراتشون وارد نیست هرکی هم مخالفه انسان نیست ، با عرض تاسف باید بگم اگر جزو همین دسته اید شماهم یک دیکتاتور درون دارید . هیچکس به اندازه ی کسی که معتقد است حقیقت مطلق در دستان اوست، خطرناک نیست؛ چنین کسی حاضر است برای آن حقیقت، خون بریزد.[عصیان فرشتگان؛آناتول فرانس]
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨