خانما خواهرانه کمکم کنین من وضع مالی خانوادم خیلی بده یه خونه داریم توی پایین شهر خونمون توش هیچی نداره یخچالمون قدیمی و نمای جلو خونمون هم کلن داغونه بابام هم به ماشین خراب و داغون و رنگ رو رفته داره که واقعن خجالت میکشم سوارش بشم لباس هم سالی یک بار میخرم اونم یه دست بخدا لباس هام همه پوپو و رنگ و رو رفته و گشاد شدن شلوار هامم زانو انداخته وقتی میرم بیرون از خجالت میمیرم و از طرفی کنکور هم قبول نشدم امسال و ظاهر خوبی هم ندارم برای همین اصلا دلم نمیخواد به خودم برسم موهامو شونه کنم یا صورتمو اصلاح کنم و حتی اصلا دلم نمیخواد وسایلم یا لباس هامون مرتب کنم و اصلا خونه رو مرتکب نمیکنم مثل یک مرده متحرک فقط نشستم گوشه خونه همش توی رویاهام توی خونه شیک خودمو تصور میکنم با لباس های آنچنانی الان مامانم کلی باهام حرف زده که تو افسرده ای و فلان
چکار کنم حال الآنم خوب بشه و ازین ساختگی حس حقارت بیام بیرون