بعد دو تا قرار همش میگفت نیازمو رفع کن . دو نفر ک عاشق همن و نیتشون ازدوجه نیاز همو رفع میکنن . من بهش ابراز علاقه خیلی کردم پرو شد . گفتم اول محرم بعد نیاز گفت فعلا شرایطشو ندارم خونه ماشین گفتم پس چرا با من اشنا شدی مگ نگفتی بابامم کمکم میکنه الان میگی شرایط نداری گفت ک من بهت گفتم هزینه ها بالاعه و الان ابجیم جهزیه میخواد . خلاصه گفت نیازمو رفع نکنی خیانت میکنم . دلم شکسته ازین دنیا خستم کاش بمبرم چقدر من ساده بودم ک باورش کرده بودم الکی بهم گفت شماره پدرتو بده . لعنت ب منه احمق . خوب شد نزاشتم بهم دست بزنه . چرا هر مردی ک میاد طرفم حتی خاستگار ب نیاز جنسبش فک میکنه. چرا پسری پیدا نمیشع ک منو بخاطر خودم بخاد .
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ناراحت نشو ولی گول نخوردی تقصیر خودت بود. میتونستی همون اول که همچین درخواستی داد ازش جدا بشی، خودت ادامه دادی با اینکه هدفشو میدونستی و وقتی به هدفش نرسید اون قبل تو تموم کرد
وقتی متوجه احمق بودن طرف مقابلم میشم دیگه باهاش همکلام نمیشم،چون یسری هاشون توهم بسیار بدی به اسم "توهم دانستن" دارن