2821
2789
عنوان

😨😨😨😨😨😨😨خدایا

| مشاهده متن کامل بحث + 620 بازدید | 66 پست
يكى دو جمله خلاصه كنن جريان رو خسته ام خسته ميفهمى😞😞😞😞😞😓

علی قبلا زن داشته این خانمم میفهمه دهن علی رو چاک میده شل کن سفت کن ی روز اره ی روز نه واسطه میفرسته محل کار دختره ببین نظر دختره چیه خودش تو خیابون میبینش ازش عکس میگیره میره تحقیق ده دفعه قرار عقد میزاره بهم میزنه علی هم طاقتش تمام میشه تمام میکنه بعد این خانم باز به علی پیام میده ی خولستگار دیگه هم داشته همزمان باعلی اونم همینطور  میخوابونه تو آب نمک اخرم رد 

سهم من از اون همه امید و انتظار فقط یک لنگه جوراب گل گلی شد💔👼😢

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

علی قبلا زن داشته این خانمم میفهمه دهن علی رو چاک میده شل کن سفت کن ی روز اره ی روز نه واسطه میفرسته ...

مرسى از خلاصه نويسيت😁😁خيلى باحال گفتى🤣🤣

آرام باش،تفكر كن،توكل كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خدا رو ميبينى كه زودتر از تو دست به كار شده اند🙂

بعضیا هنوز آمادگی واسه زندگی مشترک ندارن که اونقدر خودش رو آدم سربه زیری تعریف کرد اما تو ملاقات بعدی بحثای جنسی رو وسط میکشه و میخواد پسره رو ببوسه مشخصه اولویت تو ذهنش چیه و عجیبتر اینکه خانوادشون اختیار تام رو هم به خودشون میده که واسه زندگیشون تصمیم بگیرن 

آخه کسی که اینقدر استرسی هستش که به قول خودش کل خانوادش رو عصبی کرده از بس نه و آره میگه و قدرت تصمیم گیری نداره چرا آخه خانواده نمیشینن راه و رسم زندگی رو واسش تعریف کنن بعد اجازه بدن که تصمیمگیری کنه یارو علی رو روانی کرد علی هم از اون بدتر 

من جا علی بودم همون اول میرفتم و پشت سرمم نگاه نمیکردم 

خونديش؟

الان خوندم

استارترش يا قصدش تجاوزه

يا خوددرگيري 

خدایا شکرت... دیدین خدا بالاخره بغلمو با دستاش پر کرد؟ امضای قبلیم: خدایامیشه بغلمو با دستات پر کنی؟ آخه مامانم میگه: دستای خدا به لطافت نوزاد تازه متولد شدس❤

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز