امشب خونمون بود بهم میگه شوهرت نمیدم هر وقت رفتم سر خونه زتدگیم تو رو ام با خودم میبرم😂😂
کاربری tiamoهستم کاربری قبلیم تعلیق شد عشق آن است ک خیابان بـ خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی. مادرم گفت ک عاشق نشوی گفتم چشم، چشمان ط مرا بی خبر از چشمم کرد❤902
هعییی خواهر فقط خدا نجاتمون بده نمیدونم چرا استغفرالله قدرت خدا انگار در برابر دعا و جادو کم میشه
حالا یچیزی بگم منم مث خودت از نامزد داداشم خوشم نمیاد،دقیقا وقتی میاد یهو استرس میگیرم ،اصلا نمیتونم باهاش اوکی بشم اون خیلی پرو و راحته ..ديگه چاره ای نیس باید تحمل کرد وقتی عروسی کردن رفتن دیگه منم راحت میشم
درونم جنگ است،نه بین شر و خیر ،بلکه بین من و من ،بین کودکی ام که هنوز عشق میخواهد؛و بالغی که یاد گرفته فقط دوام بیاورد،و در این میان نه پناهی هست و نه آغوش امن، فقط سکوتی که همه چیز را در خودش می بلعد.۱۴۰۴/۸/۲۶
هعیی حالا عروسی هم کنن کنارماس خونشون اصلا نمیتونم دختره ر و تحمل کنم
نمیشه ب بابات بگی پول بده داداشت بره خونه اجاره کنه حالا،یا مثلا زمین بخره واسش یجا دیگه خودش بسازه
درونم جنگ است،نه بین شر و خیر ،بلکه بین من و من ،بین کودکی ام که هنوز عشق میخواهد؛و بالغی که یاد گرفته فقط دوام بیاورد،و در این میان نه پناهی هست و نه آغوش امن، فقط سکوتی که همه چیز را در خودش می بلعد.۱۴۰۴/۸/۲۶
نه امکانش نیست خدا کنه منم شوهر خوب کنم بلکه رو نحص این تو چشم نباشه حیف داداشم
ایشالله🤲
دختره ازین خانواده های سطح پایینه؟ازینا که اصلا براشون مهم نیس باهاشون چطور رفتار بشه و خودشونو میندازن ب طرف و خیلی رو دارن؟
چون معمولا دخترا دوس ندارن کنار خونه مادر شوهر باشن این چطوری چیزی نگفتع
درونم جنگ است،نه بین شر و خیر ،بلکه بین من و من ،بین کودکی ام که هنوز عشق میخواهد؛و بالغی که یاد گرفته فقط دوام بیاورد،و در این میان نه پناهی هست و نه آغوش امن، فقط سکوتی که همه چیز را در خودش می بلعد.۱۴۰۴/۸/۲۶