دیروز شوهرم پیام داد که آخر هفته برنامه اینه بریم ویلای پدرشوهرم گفتم اونجا سرده منم نزدیک پریودمه دل و کمرم درد میکنه کاش قبلش هماهنگ میکردی گفت دیگه گفتم فک نمیکردم اکی نباشی در صورتی میدونست اکی نیستم گفتم بریم خونشون گفت نمیتونم همه دوس دارنبرن اونجا منم دیگه باهاش صحبت نکردم تا امروز صبح که عصبی شدم گفتم اصلا درک نداری و .. اونم بی خدافظی رفت ینی واقعا نباید یه مشورت میکرد؟