نشونه هارو دارم و چند ساله دارم ذست و پنجه نرم میکنم باهاش
سال ۹۹ فروشگاه داشتم دخل بالا
از یه مقطع زمانی صفر شد کاملا صفر
ورشکستگی و ...
اول فکر کردم برای مغازمه رفتم پیگیر شدم
رفتم پیش یکی که واقعا میگفتن حرف نداره
کاغذ و مداد گذاشت روی زمین موکلش مدادو بلند کرد و اسم اونی که اینکارو کرده نوشت و مترسکی که برام درست کرده بودنو کشید و بعدش مداد افتاد زمین
من جفت کرده بودم داشتم سکته میکردم
گفتم خب بقیه ش؟
گفت زورش نمیرسه برو پیش فلانی
همینطوری فلانی و فلانی و فلانی و فلانی و فلانی
این چه بلایی بود سرم اومد اخه منکه به مورچه هم بدی نکردم توی زندگیم