بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من دارم سناریو ها رو تو ذهنم میسازم وصل شد اجراش کنم:<<
مثلا: *توی یه شب سرد زمستانی، مردم ایران همه درحال اع.ت..راض..ات سراسری بودن، منم اون بیرون بودم، داشتم فعالیت میکردم که یهو یه پلیس اماده شکلیک کردن به سمت من بود، ولی «اون» پرید و هولم داد! نجاتم داد! یه غریبه...ولی...خودش تیر خورده!!! داره خونریزی میکنه!!! و...*
هیچی ، دیدم وقتمو میگیره و منو وارد دنیای فانتزی میکنه که هرگز امکان نداره گیرم بیاد کم کم ترکش کردم ...
اخه من مشکلم اینه تایم زیادی تنهام...کارمم با اینترنته، درس مرسم ندارم... خودمم و کار خونه و ادیت هام...مثل تو اولش میگفتم اول کارامو میکنم بعدش میرم سراغش بعنوان جایزه...ولی بعد یه مدت دیگه صبح از خواب بیدار میشدم میگفتم یا ساعت چت میکنم بعد میزارمش کنار، بعد سرمو بلند میکردم میدیدم ساعت ۳ ظهره، هیچ غلطی هم نکردم، شوهرمم ساعت ۷ میاد🤦🏻♀️