ماهم اوایل اینجوری بودم .تقریبا هرماه قصدداشتم ازش جدابشم الان که تقریبا یه سال میگذره میگم چه ساده میخواستم آشیانمو خراب کنم
احتیاج به زمان دارید تا بتونید بهتر همدیگرو بشناسید تابتونید همو درک کنید .
همه دنیام ،همه سرمایه زندگیم بچه هامن . باهاشون بزرگ شدم مادرشدم .اصلن زندگی من از وقتیکه طعم مادری رو چشیدم شروع شد و اونوقت بود که انگار خدا منو دید و بهم همه چی داد . دستهای کوچولویی که هرروز لمست میکنه بغلت میکنه و بوست میکنه .تمام تلاشمو میکنم تا آینده درخشانی براتون بسازم فسقلی های من . از خدا میخوام این حس ناب و به همه چشم انتظارهای نینی سایت ببخشه و خدا دل همه رو شاد کنه آمین یا رب العالمین
من همیشه باشوهرم میرم خرید و شوهرم همیشه با من خب باید دوتایی میرفتین و مشترکا انتخاب میکر ...
اخه دوبار بهش گفتم اصلا چیزی نگفت
باورتون نمیشه سر خرید عروسی گفت من حوصله ندارم بیام خرید کفش دامادیو خودم تنهایی رفتم همینطور پیرهنو برای فرش خونه بهش گفتم گفت با مامانم برو خوب دیگه هر کسی هم بود تنهایی میرفت