حالا باز خوبه کاراشو خودش انجام میده.مادرشوهر من یه سوپری هم به زور می رفت .باید پسرا خرید می کردن براش میبردن ولی صبح تا شب تو مسجد و دعا و اینور اون ور بود ...یه بار یه دعایی بود اسمش نمیدونم چیه تو مسجد میخوندن .دعای طولانی بود مثلا ۳-۴ ساعت باید می نشستی .بعد این با کله می رفت دعا ، ولی ما که خونش بودیم از کمردرد و پا درد می نالید .شوهرم کرونا گرفته بود این خانم زنگ می زد و شاکی میشد که رفتی خودتو مریض کردی الان کی منو ببره خونه فلان خالت!! ؟ حالا خونه خاله ۱۰ دقیقه پیاده روی داشت .تو اوج گرمای مرداد با اتوبوس می رفت کربلا ولی خریدای خودش رو می گفت سرگیجه دارم و نمی تونم
تو مگو همه به جنگند و زصلح من چه آید تو یکی نه ای،هزاری تو چراغ خود برافروز که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز