افسردگی شدید گرفتم همش گریه میکنم آروم قرار ندارم چند بار با حرفاشون دلمو شکستن مونده تو دلم همش یادم میفته دست خودم نیست ، الان داداشم میگه بسه دیگه پاشو بریم درمانگاه حتما باید یکیمون یه چیزیش بشه ، میگه چند بار خواستم سرمو بکوبونم تو دیوار میگفت من میرم از خونه ، تقصیر منه؟ از قصد نمیکنم که حق دارن اینطوری بگن؟ یا من حساس شدم