😂😂وای چه صحنه ی جالبی
خواهرشوهرم احمقه مثلاخوبی بقیه رو میذاره بحساب اینکه نیت بدی پشتش هست به همه شک داره به همه توروشون تیکه میندازه فکرمیکنه همه باهاش دشمنی دارن بدشومیخوان
یه نمونه برات بگم میفهمی چی میکشم یه باررفتیم خونشون خونشون سردبودبیرونم یخ بودمانتوم روانداختم روپاهام بهم گفت مانتوت روبده آویزون کنم منم چون همیشه پاهام یخه گفتم نه سردمه ،فکرکردم میره یه پتویی چیزی میاره بکشم روپاهام برگشت گفت توجیبات چیزی قایم کردی مانتوت رونمیدی؟😐
حالاهمین خانم اهل دعاواینجورکاراست هم خودش هم مادرش هزارباراومدن خونمون بعدش یه چیزی پیداکردیم قضیه ی کافرهمه روبه کیش خودپندارده یامیره کیف وجیبامونومیگرده پولامونومیشمره چندبارفهمیدم به روش نیاوردم گوشیه شوهرموبه بچه هاش میگه یواشکی به هوای بازی برمیدارن چک میکنن بعدش که گوشی روشوهرم میگیره میبینه رفتن توپیامکای خودش ومن