دیگه یه ازدواج چیه که باید التماس خدا رو بکنم تازه اینم نمیده برام شد حسرتی که تا اخر عمر باهامه امروز خیلی کفر گفتم دیگه حتی خوشم نمیاد نماز بخونم از خدا خیلی دلگیرم وقتی این زن و شوهرای خوشبختو باهم میبینم خیلی غبطه میخورم حداقل تو این شرایط یه دلخوشی هستن یه بغل هست که اروم بگیرن ولی من حتی اینم ندارم انگیزه هیچی ندارم دیگه هیچی
بخدا پیج ارایشگاه های شهرمون روکه میبینم همش پره حتی تا چن ماه دیگه معلوم نیست مردم خواستگار از کجا ...
ناامید نباش عزیزم
خبر خوب این ست که روزی کسی می آید.در میان روزهای خاکستری تان!
دست هایتان را خواهد گرفت!
گرمتر.صمیمی تر.و هزار بار عاشقانه تر.
کسی ک شبیه به آفتاب بعد از یک
روز برفی، به تن روزهای سردتان میچسبد.
کسی می اید از جنس محبت که مرهم تمام دردهایتان
میشود وتمام ترس و
کابوس هایتان را در آغوش ارامش حل خواهد کرد.
کسی خواهد آمد برای ساختن دوباره ی
شما که من آن شخص را معجزه ای از
،طرف خدا می نامم.
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
کانال ایتای آموزش نویسندگیم: natars_benevis 🌻 بچهها من تو کانالم، رایگان آموزش میدم که چطور با نوشتن انس بگیرید هم برای حال خوب هم داستان نویسی 🌝✍️ من یه مامان دهه هشتادیام که تاحالا چندتا رمان نوشتم، و وقتی افسردگی بعد زایمان گرفته بودم و مشاوره رفتم، (توی تاپیکام هست مال دوسال پیشه) با چند تکنیک ساده ولی بیشتر با تمرین و نوشتن زیاد، حالم بهتر شد. و معجزهاش رو دیدم و خداروشکر الان حالم خیلی بهتره. و خیلی دوست داشتم تجربههام از نوشتن رو منتقل کنم. 🙂🌱 اگه دوست داشته باشین خوشحال میشم با ذکر صلوات مهمون کانالم باشین
پسرا بعدا سرکوفت میدن میگن تو دنبال شوهر بودی یا تو شوهر میخواستی
شوهر من که اینطور نبود اتفاقا اونی که با معرف دنبال همسره خیلی منطقی تر و روشنفکر تر از مردای دیگه است و درک میکنه خانما هم حق دارن دنبال همسر خوب بگردن
کانال ایتای آموزش نویسندگیم: natars_benevis 🌻 بچهها من تو کانالم، رایگان آموزش میدم که چطور با نوشتن انس بگیرید هم برای حال خوب هم داستان نویسی 🌝✍️ من یه مامان دهه هشتادیام که تاحالا چندتا رمان نوشتم، و وقتی افسردگی بعد زایمان گرفته بودم و مشاوره رفتم، (توی تاپیکام هست مال دوسال پیشه) با چند تکنیک ساده ولی بیشتر با تمرین و نوشتن زیاد، حالم بهتر شد. و معجزهاش رو دیدم و خداروشکر الان حالم خیلی بهتره. و خیلی دوست داشتم تجربههام از نوشتن رو منتقل کنم. 🙂🌱 اگه دوست داشته باشین خوشحال میشم با ذکر صلوات مهمون کانالم باشین
چی بگم والا منم از یکی خوشم میاد ولی جرئت ندارم بهش بگم چون میدونم قبول نمیکنه
اگه میتونی یه نفر قابل اعتماد که با ایشون هم در ارتباطه رو واسطه قرار بده ، ازش بپرسه نظرش در مورد فلان دختر(که شما باشی) چیه برا ازدواج؟ اصلا هم نگه شما پیش قدم شدی
دختر جان شما. که. هنوز سنی نداری که به ناامیدی افتادی. برای روحیه دادن نمیگم، 28سال سنی نیست که. نگران موندن تو خونه باشی. الان سن ازدوان رفته بالا، دیگه دخترا تا 35سالگی.هنوز تو سن ازدواج به حساب میان و خیلی جوون هم حساب میشن. ولی اگه. باز هم مایل هستی ازدواج کنی سعی کن تو جامعه بیشتر حضور داشته باشی، تو جلسات زنانه هم برو مرتب.. ولی یه توصیه خواهرانه دارم بهت. یه وقت بخاطر ترس از بالا رفتن سن و تنها موندن و نگاه های دیگران و.... وارد هر رابطه ای نشی و به هر خواستگاری جواب مثبت ندی. قدر خودتو بدون
دختر جان شما. که. هنوز سنی نداری که به ناامیدی افتادی. برای روحیه دادن نمیگم، 28سال سنی نیست که. نگر ...
من تو خونه شرایطم خیلی بده پدر و برادرم خیلی اذیت میکنن در ضمن اصلا خواستگاری ندارم که بخوام جواب مثبت بدم پسرا دیگه دنبال یکین خرجشونو بده تازه دنگ خودشم حساب کنه با این اوضاع دیگه چطور امید داشته باشم