اوایل فکرشم نمیکردم اینجوری باشه آخه خیلی مظلوم بود حتی وقتی که دعوا میکردیم من یکم ناراحت میشدم بغلم میکرد و گریه میکرد اما حالا مثل سگ هار شده هرچی میشه میزنتم حتی اگه یه دعوای ساده هم بکنیم باهم،البته اینم بگم که کتک زدناش از وقتی شروع شد که چت هامو با پسر خالم دید.. ولی آخه ما همون موقع همه چیز رو حل کردیم الان نمیدونم چرا از اون موقع به بعد اینجوری شده یعنی بخاطر همونه؟ یا دلیله دیگه ای داره
چون شما علاقه ای بهش نداری و اگه از پسر خالت مطمعن باشی همین فردا جدا میشی خودت گفتی..پس فردا سه تا ...
اگه خانوادم بزارن میشم،نامزدم خودش باعث شد که جواب پسر خالم رو بدم وگرنه من هیچوقت اینکارو نمیکردم نامزدم انقدر با من بد بود و همیشه طرف خانوادش بود که منو اصلا نمیدید
فکر نمیکردی اینجوری بشه گفتی مظلومه خیانت کنم بعد از خیانت که کتک خوردی شاکی شدی ببخشید تورو خدا میگ ...
درسته که گفتم مظلوم بوده ولی محبت نداشت فکر کن مثلا یبار که با خواهرش بحثم شد کشوندم بیرون بهم گفت برو ازش معذرت خواهی کن وگرنه طلاقت میدم من اصلا اون موقع نمیدونستم باید چیکارکنم از یه طرف غرورم اجازه نمیداد برم معذرت خواهی کنم از یه طرف هم دلم نمیخواست جدا شیم ازهم چون من دوسش داشتم مقصر صددرصد هم خواهرش بود من خیلی اون موقع حس کردم که آدم بدختیم که شوهرم دوسم نداره انقدر گریه کردم پیشش که نگو میگفتم بیخیال شو نمیخوام معذرت خواهی کنم کوچیک میشم پیشش ولی اون حتی یکمم دلش برام نسوخت،ولی من بازم نخواستم خیانت کنم ولی وقتی پسر خالم پیش قدم شد از حرصم جوابشو دادم چون وقتی نامزدم کاری میکرد یا دعوامون میشد من تا صبح بیدار میموندم و گریه میکردم ولی اون عین خیالش نبود من حتی پسر خالم هم دوست ندارم من فقط شدیدا به یک نفر نیاز دارم که دیگه نامزدم برام مهم نباشه وگرنه من هیچوقت بعد ازدواجم به پسر خالم فکر هم نمیکردم