همون میترسم
ما خیلی تو فشار مالی بودیم و اصن ی وضعی
اما بهم گفت ی خونه کوچولو میخرید تا 2سال دیگ فک کنم و راست میگه باهزار زحمت و قرض قوله خونه کوچیک خریدیم ولی اون قسمتش ک بهم. گفت نگاه چ پرگار قشنگی برات افتاده نشونم داد و راس گفت درست پرگار بود. گفت ینی بیوه میشی دیروز الکی الکی یادم افتاد و همش تو فکرم ینی شوهرم چجوری میره ک. من بیوه بشم حالا چیکارکنم
راسش نمیدونم راسته یانه ولی فکرم درگیرشه