2777
2789
عنوان

حاضرید ی شهر دیگ ازدواج کنید

| مشاهده متن کامل بحث + 440 بازدید | 52 پست
فک کنم ۵ ام

ببین این شون ببعد چهار تا خواهر آمده دوتا کوچکتر تقریبا ساندویچه تو خانواده اش حالا چقدر از جانب مادر هم چون تک پسر بوده حمایت شده یه لوس به تمام معنا است ساندویچ یعنی تحت فرمان خانواده شه من دوستی داشتم تمام زندگیمون با هم بود 55 سال رفاقت دلشتیم سر موضوعی ایشون تو اروپا است ما حرفمون شد چون خانوادش در جریان بودن رفافتمون بعد 50 سال به هم خورد چرا چون تو 10 نفر بچه 5 بگو یعنی میانی سر همین خانوادش زنش ازش طلاق گرفت الان بعد 5سال خودمون هم دیگرو فالو کردیم. شرایط ایشون اینه کاملا در اختیار خانواده اش هست حالا مثال زندگی خودم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

انقدر قاطع نكو ادم با ادم فرق داره پس اونا كه مهاجرت كردن بايد همه افسرده باشن

من قاطعانه و طبق فکت صحبت میکنم آنها که خارج از کشور زندگی میکنن هم ما داریم عزیز همشون دچار افسردگی هستن منتها اونها به خورده شرایطش ن متفاوته اونها نوع تفریحش ن متفاوته رفاه شون بهتر از ایرانه شما فکر میکنی می میره خارج اونها که اینجا شرایط خوبی ندارن میمونن تا ثبات گیدا میکنن راجع به خارج خیلی حرف دارم تمام اقوام من 90 درصد از اروپا آمریکا کانادا نطدز لند و استرالیا از اول انقلاب رفتن الان همشون میخوان بیان چون پیر شدن بچه هاشون نمیان تنها دختر دایی من اومده از فرانسه چرا چون بچه دار نمیشده شوهرش فرانسویه وا کرده اومده شرایط اونها هم خوب نیست من طبق آمار حرف میزنم

من قاطعانه و طبق فکت صحبت میکنم آنها که خارج از کشور زندگی میکنن هم ما داریم عزیز همشون دچار افسردگی ...


حرف شما اصلا منطقي نيست اكه شما مثلا وابسته به خانواده اي همه اينجورن نيسستن كلي از دوستان و اشنيان ميشناسم اصلا هم افسرده نشدن به هي وجه هم حاضر نيستن بركردن درسته دلتنك خانواده ميشن كاهي ولي از شرايطشون راضين. ادمي كه وابسته هست نبايد مهاجرت كنه ولي هر كي رفته لزوما حل بد و افسرده نيست

من یک پسر دارم بقدری قلدر بود تو بچگی مظهر ضخامت بود سه سالش بود پدرم فوت کرد ما خونه مادرم بودیم هتک رد شد خانمم گفت مادر و خواهرت تنها هستم بمونیم تاچهلم گفتم باشه یکماه گذشته بود من که میرفتم شب میومدم پسر من بود 5 تا زن خواهرش عمش مادر ش مادر بزرگش مادربزرگ من یه شب اومدم نشسته بودم دیدم پسر من روسری مادربزرگش و برداشته داره جلدی اینه قدی سرش مرده داره مرتب میکنه صداش مردم گفتم اگه این کار و بیم مرتبه دیگه بکنی دیگه نه اسم تو میارم نه نگاهت میکنم عمش شنید گفت خب حالا گفتم شما خفه شو، مادرشو صدا کردم گفتم تو این خونه تو چه غلطی میکنی فردا میرم سر کار ماشین و نمیبرم جمع میکنی صبح میری خونه گفت چشم. چرا این اتفاق میوفته چون تو خونه ای که جو زنونه لست ناخودآگاه شرایط بوجود میاد دختر ها آرایش میکنن پسر رو بازی دارن میکنن نمیدونن حتی میگن بچه است با خودشون میبرن حمام قصد بدی ندارن قطعا بغل خودشون میخوابونن ابدا فکر بد نکنید ها تو همین شرایط هم غلطه

حرف آخر من اولا تمام حرفهام از خودم نیست نتیجه برداشتهام از زندگی مردم هستش ولی خب برای خودم صاحب سبک هم هستم. که حالا بحثش نیست تو دهه 60 تو اون جو که از مادرها تون بپرسین براتون میگن یه خانواده بود تو محله ما4 تا بچه داشتن یکی دختر سه تا پسر به فاصله یکسال چون دختر در طول زندگی کودکی هممش بازی پسرونه میکرد دیگه شده مثل اونها شلوار لی میپوشید و پیراهن گشاد موهای کوتاه باهاشون نیومد بیرون میگشت تو اون جو از پدرتون بپرسید خب لین بخاطر اینه که پدر و مادر اهمیت ندادن هویت جنسی ابن دختر گم میشه به سن بالا میرسه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز