کلی هزینه کردم برا لباسم کلی ذوق داشتم برل عکسای یلدای دیشب بعد پارچ شربت رو ریختن رو لباسم پا شدم فقط گفتم چته کوری نمی بینی پدر مادرم از دیشب باهام حرف نمیزنن میگن این اون ادب و مهمون نوازی بود که یادت دادیم میخوام برگردم خونه خودم بمونم چیکار🥲
منو و عشقم بعد هشت سال بهم رسیدیم😍❤️۱۴۰۳/۰۸/۲۳ماندگار ترین و بهترین شب زندگیم 😍❤️
خودشونم میدونن حق با منه دلیل این همه سر سنگینی رو متوجه نمیشم
دیگه پدر مادرن...............احتمالا خجالت کشیدن......بیخیال..............منم بودم همین رفتارو داشتم.....ولی خوب آدم باید تو دار باشه که ما نمیتونیم
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......
جلو شوهرم یه کلمه باهام حرف نزدن از دیشب خب خجالت کشیدم
عیب نداره زمان همه چیو درست میکنه
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......