گاهی سختترین بخش زندگی مشترک اینه که هرچقدر هم تلاش کنی،
رفتار طرف مقابل تغییر نمیکنه.
نه با توضیح، نه با صبر، نه با کوتاه اومدن.
مثلاً وقتی بارها گفتی بهش که این حرفت منو ناراحت میکنه
اما باز هم همون جمله تکرار میشه!
یا وقتی ساعتها منتظری
ولی هیچ توضیحی در کار نیست.
و همینجا، خیلی از زنها ناخواسته شروع میکنن به فرسودن خودشون.
هدفم این نیست که بگم :
اگه درست رفتار کنی همهچیز درست میشه
چون همیشه اینطور نیست.
اما وقتی شرایط عوض نمیشه، میشه کاری کرد که
آدم کمتر آسیب ببینه.
آسیب کمتر دیدن یعنی:
هر بیتوجهی رو نشونه بیارزشی خودت ندونی
مثلاً وقتی حوصله حرف زدن نداره
بعضی ها این و به این معنی تعبیر میکنن که دوست داشتنی نیستن!
نباید هر حرف سردی رو بارها و بارها با خودت تکرار نکنی
مثل جملههایی که شب تا صبح توی ذهنت میچرخه و ولت نمیکنه.
و هر رفتار نادرستی رو تبدیل به زخم دائمی نکنی
فقط چون بارها تکرار شده.
خیلی وقتها درد اصلی، خود رفتار طرف مقابل نیست؛
بلکه چیزیه که بعدش با خودمون میگیم.
اینجاست که مرزهای درونی مهم میشن.
نه مرزهای جنگی،نه دعوا، بلکه مرزهایی که
کمک میکنن از خودت محافظت کنی.
مرز داشتن یعنی:
لازم نیست به هر سکوتی واکنش نشون بدی
مثلاً هر بار که حرف نمیزنه،
تو هم ساعتها توضیح ندی.
لازم نیست هر بیمهری رو تحلیل کنی
اینکه چرا امروز سرد بود و دیروز نه.
لازم نیست همیشه در حالت دفاع باشی
انگار قراره از خودت ثابت کنی حق با توئه.
گاهی حفظ خود، یعنی عقب کشیدن از جایی که
فقط داره زخمت میزنه.
مثلاً تصمیم بگیری
وقتی بحث داره به تحقیر میکشه،
بحث رو ادامه ندی.
نه برای قهر،
نه برای لج،
فقط برای سالم موندن.
آسیب کمتر دیدن یعنی
بدونی کجاها
انرژیت داره هدر میره
و تصمیم بگیری همه بار رو تنهایی نکشی.
منظورم این نیست که درد و.. رو نادیده بگیرین
فقط میگم
درد، نباید صاحب تمام وجود آدم بشه.
در ادامه این سریال،
میرسیم به این سؤال مهم:
چطور میشه از دل همین شرایط،
قویتر بیرون اومد
بدون این که خودمون رو قربانی کنیم
یا سختتر بشکنیم.
انشالا تاپیک بعدی 🙏
ممنون از نگاه زیباتون 🙏 🌹