بچه ها من 4 ماهه حالم خوب نیست برای هر کی که میگم چی شده میگن چیزی نیست حل میشه یه مشکل کوچیکه ولی در باطن قضیه کلی مشکل دیگه هست که الان که این اضافه شده دیگه انگار توان نفس کشیدنمو ازم گرفته حس میکنم افسرده شدم دیگه از چیزی خوشم نمیاد برای چیزی ذوق نمیکنم همش آرزو میکنم کاش بمیرم همش بغض دارم احساس سرزنش و خودتحقیری دارم از اون ور دلم برای خودم کبابه افکار شومی دارم در مورد خودم که وجدانم اجازه انجامشو نمیده و خلاصه.....یعنی افسردم؟از اون طرف به این فکر میکنم خب حالا گیریم که افسردم روانشناس میخواد برام چیکار کنه؟میخواد قرص بنویسه؟خب خسته نباشه
از کی افسردگی گرفتی اینجوری شدی؟ راه درمان چیه ؟بقیه رو ک میبینی خوشحال و شاد چه حسی میگیری؟
باور میکنی اکثر خوشحالیها برام بی معناست. دیگه همه چی برام خاکستریه. اینجوری بگم حوصله هیچ کاری رو ندارم.خیلی سخته. روحت مرده باشه ولی جسمت برای بقا تلاش کنه
آدما ازت میپرسن شغلت چیه تا به اندازه درآمدی که داری بهت احترام بذارن...
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
توام صبحا که بیدار میشی ناراحت میشی که مجبوری بیدار شی؟مجبوری زندگی کنی؟
اره مخصوصا قبل از پریود. وقتی بیدار میشم دوس دارم گریه کنم.ولی تو رو خدا شما نزار مثل من افسردگیت کهنه و مزمن بشه. حتما یه دکتر یا رواندرمان خوب پیدا کن پبگیری کن. نزار ریشه اش قوی بشه که فلج میشی.
آدما ازت میپرسن شغلت چیه تا به اندازه درآمدی که داری بهت احترام بذارن...
باور میکنی اکثر خوشحالیها برام بی معناست. دیگه همه چی برام خاکستریه. اینجوری بگم حوصله هیچ کاری رو ن ...
آره دقیقا بعد ببین من همشششش گوشی دستمه یه لحظه دوست ندارم با صدای لعنتی تو مغزم تنها شم همش باید یه چیزی ببینم که حواسم پرت شه و نخوام به چیزی فکر کنم انقدر تو گوشی میمونم که چشمام خسته ی خسته بشه بعد بخوام اون افکار قبل از خواب کشندس برام
اوخی بخدا نزار اینجوری بگذره زندگی خیلی کوتاه تر از این حرفاست...ارتباط اجتماعیت چطوره؟ چطوری میگذرو ...
ارتباط اجتماعیم صفره. با هیچ کس معاشرت ندارم. هیچ جا نمیرم. کسی خونم نمیاد. دیگه حتی تلفنی هم به سختی صحبت میکنم با کسی. اخه میدونی من وسواس هم دارم اونم نمیذاره خیلی کارها رو برای خوب شدنم بکنم. مثلا حتی یه پیاده روی میترسم برم. میترسم کثیف بشم. (حتی چشمام الانم اشکی شد)
آدما ازت میپرسن شغلت چیه تا به اندازه درآمدی که داری بهت احترام بذارن...
اره هزبنه های مشاوره زیاده ولی خب اگر میتونی یه سری کارها خودت انجام بده که بیماریت مزمن نشه. مثلا افتاب بگیر هر روز. خبرهای بد رو دنبال نکن. از آدمای انرژی منفی دوری کن. شیرینی جات رو صفر کن تقریبا یا کم کن. خوابت رو منظم کن
آدما ازت میپرسن شغلت چیه تا به اندازه درآمدی که داری بهت احترام بذارن...
ارتباط اجتماعیم صفره. با هیچ کس معاشرت ندارم. هیچ جا نمیرم. کسی خونم نمیاد. دیگه حتی تلفنی هم به سخت ...
ی چیزی هست ب اسم اراده اگه ارداتو قوی کنی و واقعا بخای ب حق خدا عوض میشی ایشالا پس ارادتو قوی کن فقد بگو من میتونم..مگه تو چیت از بقیه کمتره؟ مگه زندگی و این چیزا مال اوناست پس توام ازش استفاده کن نزار هدر بره یا بشه مال بقیه...ماهی هروقت از اب بگیری تازست هیجوقت برای شروع دیر نیست...منم برات دعا کردم ایشالا عوض بشی هرچی میخای خدا بهت بده عزیزم
گلونی پرچم ایالتمه!..برنو فریاد شجاعتمه:) بروئی لر