بخدا که از هر جا عصبی میشه میاد خونه سر من بدبخت خالی میکنه
اول امشب شروع کرده سالاد نخوری میمیری
نمیدونم سالاد چرا درست کردی و هزار تا منت
که بخدا قسم غذا درست نکرده بودیم دعوتی بوده خودش و مامانم رفتن منم گفتم سالاد کاهو درست میکنم
باز داشتم آب سرد برای خودم درست میکنم الهی بمیری آنقدر سر و صدا نکن و فلان نکن که بخدا سر و صدا نکردم باز داشته رد میشده خاک تو سرت الهی بمیری آشپز خونه رو کثیف میکنی
باز سالاد درست کردم برم بخورم میگه خودشو تحویل میگیره باید سالاد باشه بخدا دیگه دلم میخواد بمیرم هنوز خیلی حرف های بدتری هم گفته که دیگه بیان نکردم