من همونم که عقدم و شوهرم ازم رابطه میخاد بچها دیشب کنارش بودم گوشیش زنگ خورد تا اومدم ببینم کیه گوشیو گرفت گوشیشو نداد بهم ولی گوشی من باید مدام دستش باشه و چک کنه شکاکه خیلی
ب حرفش گوش نده پا روی علاقه ات بذار بهش سخت بگیر نذار برات تصمیم بگیره شوهر منم پیش مشاور نیومد منم ...
بهش گفتم یه کلمه لباسم مشکلی ندار عوضش نمیکنم یا اصلا چرا نمیتونم برم تو جمع از چی میترسی چنان عصبی شد گفت من شوهرتم میفهمی نمیخام کسی بهت چشم داشته باشه
اگه میتونستم رفت و آمد رو کم میکردم هرچند شوهرم خیلی نمیاد راحت نیست من میرم ولی مجبورم کمش نکنم چون فاصله میفته بینمون و از همه مهم تر میخام کنترلش کنم