2777
2789

چند روز پیش خونه خانواده کراشم مهمونی بودم

مامانش منو میشناسه اون دعوتم کرده بود

گوشیم زنگ خورد مجبور شدم جلوی جمع جواب بدم


پسردااییم بود ۷ سالشه 

منم باهاش ناخودآگاه صدامو یکم عوض میکنم با ناز و.. صحبت میکنم

کلیم قربونت صدقه اش رفتم و...

گفتم مرسی عشقم و...

🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️


جلوی کلیی ادمممم🤦🏻‍♀️ فامیلاشوننن اکثرا هم اقاا

بعضیاشون لبخند زده بودن و... 

منم خیلیی خجالتیم نمیدونم چرا نتونستم کنترل کنم لحنموو


نگاه خود کراشمم خیلییی بد بودد لبخند هم زده بودد

میگم بددد بود لبخندش فردا تر از بد بودااا

چی فکر کردنن

•|شیرینآ|•💕 ملقب به خانم توت فرنگی🍓🧚🏻‍♀️ •مهربان باشید اما از ادم های پرتوقع فاصله بگیرید مقیاست را بهم میزنن و حرمت مهرت را می‌شکنند آنها حافظه ضعیفی دارند خوبی هارا زود فراموش می‌کنند..✨️ 

اشکال نداره حالا پیش اومده دیگه..🌚😂

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اشکال نداره حالا پیش اومده دیگه..🌚😂

حالا فکر نکنه دوست پسر دارممم

اون یه درصدم احتمال وصال منتفی بشه😔

•|شیرینآ|•💕 ملقب به خانم توت فرنگی🍓🧚🏻‍♀️ •مهربان باشید اما از ادم های پرتوقع فاصله بگیرید مقیاست را بهم میزنن و حرمت مهرت را می‌شکنند آنها حافظه ضعیفی دارند خوبی هارا زود فراموش می‌کنند..✨️ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792