خیلی خسته بود از غذای جاریم تعریف کرد فقط سکوت کردم و با خنده گفتم آره مرغ همسایه غازه اونم با آرامش و تشکر خوابید مطمئنا اگه داد میزدم می گفتم دیر اومدی بجای من از جاریم تعریف می کنی اونم یه چیز دیگه می گفت و یه شب مزخرف میداشتیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.