آخرین باز شهریور بود که تموم شد و دیگه نتونستیم بخریم .
خونه بابام که بودم، بابام نمیذاشت یخجال خالی شه از گوشت .انقدر میخوریدیم
اما الان اول زندگیمونه ، خیلی قسط و وام داریم اصلا نمیرسیم
نه میوه میخریم نه گوشت
فقط در حد اینکه نونی بخریم و گوجه خیار و سیب زمینی پیاز .. میتونیم خرج کنیم
من اصلا ازین وضعیت ناراحت نیستم ،اینم یه دوره از زندگیمون .هر روز از صبح تا غروب کلی فکر میکنم که شام چی بزارم 😂
شوهرم چند روز پیش یه چیزی گفت که خیلی خوشحال شدم که متوجه هست ، حواسش هست به این چیزا
گفت آدم خیلی مهمه که زنش همراهش باشه
گفتم چطور ؟
گفت مثلا ببین ما دوماهه گوشت نداریم اما تو هیچی نمیگی صداتم در نیومده ، کسی دیگه بود اولش زندگیشم بود ،برمیداشت میرفت خونه باباش