من یک هفته پیش از چند نفر توی محل کارم یه چیزی دیدم و خب وظیفه خودم دونستم که به کارفرما بگم به علاوه گفتن یه حرفی رو هم که شنیده بودم م و مطمئن نبودم از اینکه درست شنیده باشم ، بعد کارفرما بعد یک هفته که رسما من فراموش کرده بودم ماجرا رو ، بعد تحقیق و این داستانا کاملا جدی توی جمع بیان کرد که من بهش گفتم و اون دو چند نفر رو افزون بر توبیخ کردن ، اخراج هم کرد . حالا من به شدت عذاب وجدان دارم و علاوه بر این عذاب وجدان خیلی میترسم که نکنه یه داستانی دردسری چیزی برام درست شه یا یه اتفاقی برام بیفته ، چون اونا با توجه به شناخت من اصلا آدمای درستی نبودن و فقط دنبال دعوا و ایجاد مزاحمت بودن ، نمیتونم با همسرم هم در میون بذارم چون کلا مخالف ادامه کار من با این کار فرما بود . من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ، از کرده خودم پشیمونم و هیچ چیزی به ذهنم نمیرسه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.