2777
2789
عنوان

کار شوهرم عاشقانه بود با وظیفشه

443 بازدید | 29 پست

دو روزیه همراه پدرم بیمارستانم و غذای بیمارستان میلم نمیره خوشم نمیاد از پول شوهرم برای خودم خرما خریدم و بهش خبر دادم که غذا نمیتونم بخورم برای این که فشارم نیافته  خرما میخورم باهام دعوا کرد که چرا زودتر بهش خبر ندادم و کلی قربون صدقم رفت الانم با اوج بی پولی و شرایط مالی سخت برای پدرم اب هویچ و اب انار طبیعی خونگی گرفت و برای منم شام مرغ بریان با مخلفات اورد و نوشابه اب انگور میدونه دوست دارم الانم قبله رفتن جیبم رو پر بادام درختی تفت داد کرد (خودش تو خونه درست کرده)بوسیدم و گفت بخوره مرغ مینای و رفت

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

کارش خیلی قشنگ بود برا پدرت

سومین‌کاربری،علت تعلیق:گفتن حقیقت                              نینی‌یار تادلت بخواد ایمیل وشماره دارم تازه دوستا وخانوادمم هستن پس بی‌دلیل تعلیق نکن،نکن خواهرمن نکن                                                                                                        این‌اسموزمانی‌گذاشتم ک هنوزواسم مهم بود،دیگه نمیخوام هیچ ردی ازش باشه ولی متاسفانه نمیشه نام کاربری نینی‌سایتو عوض کرد

عزیزم اگه وظیفه اش هم که بود ساندویچ هم میتونست بگیره و تمام.نه این همه مخلفات

پس دوستت داره و داره بهت احترام میزاره

تو هم قدرش رو بدون و احترامش رو نگه دار گلم

❤️مامان طلا و آلا❤️.کی بزرگ‌شدم که بعدش مامان شدم‌اصلا😕
2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز