سال نود و پنج منو عشقم از هم جداشدیم حالم خیلی بد بود خیلی گریه میکردم
واسه تولد امام رضا رفتم مشهد روز تولد امام رضا
خیلی. گریه کردم داخل حرم که نمیشه از هم جدا بشیم نمیتونم دیگ خلاصه خیلی گری. کردمم
بعدش از امام رضا خواستم سال بعد همین موقع منو عشقم تو حرم امام رضا باشیم( من شرق کشور زندگی میکنم عشقم غرب کشوره و همدیگرو ندیده بودیم) بعدش آشتی کردیم
سال نود وشیش سه روز مونده به تولد امام رضا بهم پیام داد دارم میرم مشهد پاشو بیا ميخوام ببینمت
من خانواده پدریم مشهد زندگی میکنن
دقیقا روز تولد منو عشقم تو حرم بودیم این بهترین معجزه ی زندگیم بووووود از اون موقع فهمیدم امام رضا خیلی دوسم داره
خدا حاجت دلمو بده
اگه دوست داشتین برای رسیدن من به عشقم دعا کنید :)