همیشه در همه حال پشتیبانم بود هر وقت به مشکلی می خوردم خیالم راحت بود بابام پشتمه ولی الان به یک مشکل خوردم واقعا جا خالی و حمایتش حس میشه چه مادی چه معنوی حس می کنم هیچکس و ندارم وقتی بابام نیست
خدا ریشه ظالم و بسوزونه حالا فکر کن ظالمی یا مظلوم
من حتی برای پدربزرگ و مادر بزرگمم شدید دلتنگ میشم. خونشون خعلی وقتع فروش رفتع ولی بعضی وقتا میرم روبروی خونشون ساعتها میشینم و نگاه میکنم. نمیدونم شاید اشتباهی زندگی میکنیم.
خنده را معنی سرمستی مکن ، آنکه میخندد غمش بی انتهاست.. 🌟تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضبآلود به من کرد نگاه سیب دندان از دست به خاک افتاد و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان می دهد آزارم و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت