کامیار تو خونشون داشتن قمار می کردن سر شرکت باباش که کامیار باخت ، بعد این دختر بجا مامانش رفته بود تمیز کاری ، یهو اونی که قمار رو برده بود گفت اگه میخواهی شرکت از دست ندی به این تجاوز کن
مادرش فکر کنم مرد دیگه چون خیلی گریه کردن آزاد با اون پسره اسکله
نیلوفر هم همین دختره کشته بنظر من