سه ساله اقدامم تا الان فکر میکردم تنبلی دارم اما جدیدا متوجه شدیم مشکلات دیگه ای هم دارم که معلوم نیس چی ان.. پر از حس مادرانه ام پر از شب بیداری ام پر از آغوش خالی ام.. برای فرزند خواندگی هم ثبت نام کردیم اما صفش طولانیه دارم میمیرم از غم . دیگه هیچ جوره نمیتونم خودم رو اروم کنم کاش اینایی که میخوان سقط کنن بچه رو ب دنیا بیارن و بدن من بزرگش کنم...خدایا به وسعت دنیات غمگینم.
هر ارزویی به وقتش قشنگه عزیزم.. وقتی که دیگه حوصله بچه داری ندارم هم بچه رو اذیت میکنم هم خودمو
اتفاقاً با سن بالا صبر آدم بهتر هست من خودم یک بچه م زیر سی بودم دنیا اومد یکی چهل ولی بچه ی دومیم رو با صبر و حوصله ی بیشتر بزرگ میکنم ولی اولی رو بی تجربه بودم و خام.