اولین.بارداریم. مادرم فوت شد... تنها بچمو. لباس پوشیدمـ
.. همه دخترا. ــوقتی مامان میشن. مامانشون پیششونه.. ـ
ولی من تمام. بارداریم..مادرم بستری بود.
تا هفت ماهگیم... عمرشو. داد به شما...
منم افسردگی گرفتم...
یکم ک. شدن..ناخواسته باردار . شدم...ک این بارم تکرار شد..بخدا شبا با بغض میخوابم..
چی بگم... اومدم اینجا..گفتم شاید یکم از دردام کم شه.
ولی.......😥
بگذریم...دنیاس دیگه...اینم از زندگی منه..عزیز.......