یکم طولانی شاید بشه اما بخون و نظرتو بهم بگو
۷ ماه از عروسیمون میگذره
بارها به دلایل مختلف حتی توی نامزدی کتکم زده بود و من بخشیدم قفل فرمون کشید سرم و گفت میبرمت تو بیابون میندازمت
تیکه تیکت میکنم میبرم میندازم جلو در خونتون
جلو پدر مادرش زد منو کسی چیزی بهش نگفت
تو خونمون سر یه چیز خیلی کوچیک تف کرد روم
تو همون خونه خودمون بارها منو کتک زد یا گاهی هم قهر میکرد من گریه میکردم و توگریه خوابم میبرد و اون بیخیال بود و میخوابید
برج دو امسال خوانوادشو دعوت کردم رفته بود خرید اومد گوشی من خاموش شده بود اومد بالا با حالت طلبکار که چرا خاموشه گوشیت من دستم درد گرفت وسایل و آوردم و درحالی ک با آسانسور اومده بوده و وسایل خیلی زیاد نبوده و منم عمدا گوشی خاموش نکرده بودم شارژم تموم شد خاموش شد زدم شارژ . اینم زنگ زده که بگه بیا کمک باهم وسایل ببریم . خلاصه اومد و بهانه گرفت ک گوشی خاموشه و اینا من گفتم خب چیشده مگه حالا چارتا وسیله آوردی دیگه دستم درد گرفت پام درد گرفت یعنی چی .که زنگ زد به مامانش گفت که این ماتمش گرفته غذا درست کنه درحالی که غذای من از ۷ صبح گذاشته بودم و جا افتاده بود . منم از اونور بلند گفتم نه داره دروغ میگه غذام حاضره همه چی حاضره . حمله کرد سمتم و گلومو گرفت داشت خفم میکرد و منم دیدم داره منو میکشه شروع کردم به داد زدن گلومو فشار داد سرمو کوبید به در پیشونیمو کشید به موکت موهاموکشید من گفتم که میرم رفت چاقو آورد که بزنه بهمو من رفتم سمت در از پشت دست انداخت دور گردنم و فشار میداد منو پرت کرد رو مبل و کمربند روم کشید . من اومدم بیرون با هر بدبختی که شد رفتم شکایت کردم استرداد جهیزیه زدم مهریه ام رو خواستم و پزشک قانونی رفتم . حالا بعد چند ماه بارها گفته برگرد عوض شدم اما نه خودش نه خوانوادش نیومدن دنبالم. ازش حف طلاق و تعهد خواستم نداد. اما میگه برگرد عوض شدم این مدت باهاش رفتم بیرون چند باری توی خرج کردن و توی رفتارش تغیراتی دیدم اما هنوز میترسم نمیدونم چیکار کنم واقعا 😔توروخدا بخونید و بگید من باید چیکار کنم ۲۴ سالمه از طرفی زندگی اینجوری رو نمیخوام از طرفی هم از طلاق خوشم نمیاد . اون آقا هم پای منو از خونه تک تک خوانوادم داشت مینداخت به بهانه های مختلف که نه اونا بیان نه من برم . بگیر چیکار کنم . نمیدونم واقعا 😔