دلم داره از درد میترکه
کاش دیشب مهمونی نمیرفتم
خیلی ناراحتم هیچوقت دخترعممه مو نمیبخشم منو خواهرش باهم ازدواج کردیمم من یک هفته زودتر الان خواهر اون حاملس ولی من مشکل دارم عملم کردم خوب نشدم بازم کیست لعنتی ول کنم نیس دیشب باحرفش و سوالاش دلمو شکوند بعد حین سوال پرسیدن ب خواهرش همش چشم ابرو اومد فک کرد من نمیبینم واقعا ناراحت شدم من اونارو مث خواهرم میدونستم ادما بعضی وقتا خیلی بد میشن