یه هم دانشگاهی دارم حس میکنم واقعا بهم علاقه داره بیشتر دوست داره باهام حرف بزنه
ازم درمورد ازدواج میپرسه
درمورد بچه ها
درمورد شیفت های کاریم
خصوصیات اخلاقی
زندگی تو شهر دیگه
خیلی ازم میپرسه
وقتی باهم حرف میزنیم نزدیک ۴ یا ۵ ساعت حرف میزنیم
متوجه گذر زمان نمیشیم
اگه مشکلی داشته باشم خیلی تلاش میکنه کمکم کنه
همیشه میگه کاش زودتر باهات آشنا میشدم
حیف من و تو که اینجاییم
یا میگه حیف ماها که بین این نسل زندگی میکنیم و...
اگه کاری باشه بتونم کمکش کنم منم راهنماییش میکنم
حتی یادمه تو اینستا اکثرا پست هایی رو لایک میکرد که من لایک کردم یا همیشه میپرسه به چی علاقه دارم
مثلا میدونه به طبیعت علافه دارم
خودشم عاشق طبیعته
دوست داره باهاش برم بیرون
مثلا پرسید نمیای بریم بیرون؟
ولی هی میگم شاید موقعیت بهتر اینم باشه
من میخوام دوباره کنکور بدم تا ۱ سال دیگه طول میکشه اونم ۱ سال و نیم دیگه از دانشگاهش مونده
موندم چه کنم
میگم نکنه رشته جدید قبول شم موقعیت بهتر باشه و پسر بهتر بیاد سمتم