والا منم ی جاری دارم از همون اولش ک اومد توو خونواده شوهرم با من چپ افتاد الکی و سر مسائل مختلف حسودی میکرد و با خونواده همسر بحث راه مینداخت. منم دیدم تعادل روانی نداره دلم نخواس بهش نزدیک شم.بعد سال ها اومد ی روز خونمون عذرخواهی مثلا ک بیا با هم خوب باشیم و .. کلی هم پشت خونواده همسر بد و بیراه گفت و اینکه اونا باعث شدن من بات بد شم و ...
بعد اون پیش اومد چندبار توو حیاط میدیدمش بدون اینکه سرشو بلند کنه سلام کنه میگذشت و ... دیگه دیدم نه تعادل روانی داره ن شخصیت حالیشه قطع رابطه کردم خلاص