2777
2789
عنوان

کسایی که رمان یا داستان میخونین

| مشاهده متن کامل بحث + 180 بازدید | 37 پست
چند روز پیش تنگسیر را گوش کردم (صادق چوبک)، شخصیت اصلی داستان خیلی شیرمرد بود.

راجب شخصیتش میگی

منتظر عزیزی نشسته ام که جهان انتظارش را میکشد.🍁در انتظار یاری نشسته که همراهی اش کند، منتظر زمان ظهورش نشسته، برای مردم فرج و گشایش در امور به ارمغان آورده و جهان را از عدالت پر خواهد کرد، حال منتظر یاری گری نشسته ، منتظر کسی که منتظرش باشد🍁✨میشه برای فرج یه صلوات بفرستید؟فرستادید بهم بگید براتون صلوات بفرستم❤️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ویل من پیش از تو سلمان و فرهاد برای مریم وحید راز یک سناریو

واو😍

منتظر عزیزی نشسته ام که جهان انتظارش را میکشد.🍁در انتظار یاری نشسته که همراهی اش کند، منتظر زمان ظهورش نشسته، برای مردم فرج و گشایش در امور به ارمغان آورده و جهان را از عدالت پر خواهد کرد، حال منتظر یاری گری نشسته ، منتظر کسی که منتظرش باشد🍁✨میشه برای فرج یه صلوات بفرستید؟فرستادید بهم بگید براتون صلوات بفرستم❤️

راجب شخصیتش میگی؟ میشه یکم راجب رمان اگه میتونی صحبت کنی


داستان راجب هیثکلیف یه پسر یتیم که به سرپرستی گرفته میشه

و به مرور زمان عشقی بین اون و کاترین( دختر کسی که هیثکلیف رو به سرپرستی گرفته)  بوجود میاد 

اما خب چون هیثکلیف جایگاه اجتماعی خوب و پولی نداره 

کاترین بهش پشت میکنه و با ادگار ازدواج میکنه

و هیثکلیف از اونجا میره و بعد مدت ها برای انتقام برمیگرده


هرکسی برداشتی از رمان داره 

از دید من به هیثکلیف ظلم شد کاترین بهش خیانت کرد و بعد برگشتن هم انتظار داشت هیثکلیف مثل یه سایه تو زندگیش باقی بمونه 

یجورایی دوگانگی بین ثروت و جایگاه اجتماعی و عشق  


هیثکلیف هم مظلومه و هم ظالم 


شاهکاره حتما بخونش

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...

داستان راجب هیثکلیف یه پسر یتیم که به سرپرستی گرفته میشهو به مرور زمان عشقی بین اون و کاترین( دختر ک ...

قشنگه 😍 کتابش تو کتابخونه هست؟

منتظر عزیزی نشسته ام که جهان انتظارش را میکشد.🍁در انتظار یاری نشسته که همراهی اش کند، منتظر زمان ظهورش نشسته، برای مردم فرج و گشایش در امور به ارمغان آورده و جهان را از عدالت پر خواهد کرد، حال منتظر یاری گری نشسته ، منتظر کسی که منتظرش باشد🍁✨میشه برای فرج یه صلوات بفرستید؟فرستادید بهم بگید براتون صلوات بفرستم❤️

داستان راجب هیثکلیف یه پسر یتیم که به سرپرستی گرفته میشهو به مرور زمان عشقی بین اون و کاترین( دختر ک ...

راستیتش هیث کلیف رفت و برای مدت طولانی برنگشت و باتوجه به موقعیت اون موقع کاترین نمیتونست مدت زمان زیادی رو مجرد بمونه و حدس میزنم با اجبار تن به ازدواج با ادگار داد.

اگر هیث کلیف قبل از ترک کردن روستا،دلیل رفتنش رو به کاترین میگفت مطمئنا کاترین منتظرش میموند

وطــ🖤🕊️ــن

راجب شخصیتش میگی

داستان در مورد مردی به نام محمد اهل تنگسیر  (اطراف بوشهر). خیلی مرد زحمتکش، خانواده دوست و جوانمردی هست و همه دوستش دارند. سر جریانی ظالم بزرگی در حقش میشه. سیستم قضایی فاسد هست، پس در نهایت خودش وارد عمل میشه و حقش را می گیره. 

 به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم 
خیلی عجیبه هیثکلیف جز موردعلاقه هاته اما کاترین نیست😂من هیثکلیف رو صرفا بخاطر عشقش به کاترین دوست د ...

هیثکلیف هم ظالمه هم مظلوم

هیثکلیف بخاطر عشق به کاترین رفتارهای هیرتون رو تحمل کرد

اما در آخر کاترین جایگاه اجتماعی و ثروت رو ترجیح داد 

نمیشه گفت کاترین هم بی گناهه 

هردو به نحوی به همدیگه ظلم کردن 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...

راستیتش هیث کلیف رفت و برای مدت طولانی برنگشت و باتوجه به موقعیت اون موقع کاترین نمیتونست مدت زمان ز ...

کاترین بین دو راهی عشق و جایگاه اجتماعی موند 

و هیثکلیف میدونست که در نهایت کدوم رو ترجیح میده 


در کل من شیفته هیثکلیف هستم🤣

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...

قشنگه 😍 کتابش تو کتابخونه هست؟

آره عزیزم 

اگه نسخه دهه پنجاه یا شصت رو با ترجمه رباب امام رو بخونی خیلی بهتره 

وفادار به متن اصلی و بدون حذفیاته

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...

هیثکلیف هم ظالمه هم مظلومهیثکلیف بخاطر عشق به کاترین رفتارهای هیرتون رو تحمل کرداما در آخر کاترین جا ...

نمیتونم بپذیرم که هیثکلیف صرفا به خاطر نرسیدن به کاترین کل خانواده ارنشاو و لینتون رو به اتیش زد😂

میتونست به خاطر عشق از دست رفتش از دختر کاترین،هیندلی و هیرتون مراقبت کنه،اما اون نه تنها اونهارو بدبخت کرد،بلکه رفت سراغ خانواده لینتون و خواهر ادگار رو هم به خاک سیاه نشوند.اون حتی به پسر خودش هم رحم نکرد و با دستای خودش کشتش!

احساس میکنم تمام این مارها صرفا برای عشق نبوده،بیشتر از روی نفرتی بوده که از هیندلی و ادگار داشته.

وطــ🖤🕊️ــن

نمیتونم بپذیرم که هیثکلیف صرفا به خاطر نرسیدن به کاترین کل خانواده ارنشاو و لینتون رو به اتیش زد😂می ...

نفرتی که توی وجودش داشت هم بی تاثیر نبود

هیثکلیف فقط هدفش انتقام بود و یه عشق بیمارگونه 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز