بهتره بگی چه طور هست . همین روزا وارد شانزدهمین سال شدم 😁
اینم مثل هر سبک زندگی دیگه خوبیا و بدی های خودشو داره . به خیلی عوامل بستگی داره که بتونی راحت باهاش کنار بیای یکیش اخلاق دو طرف هست که اهل دخالت توی کار هم نباشن . باید یه حدی رو نگه داری ولی در عین حال باهات صمیمی میشن چون نزدیکی باید جنبه داشته باشی چون خیلی از رازهای خانواده رو تو متوجه میشی که عروسای دیگه که دورن روحشون هم خبر نداره . نقش شوهر خیلی خیلی مهمه توی مدیریت و ایجاد تعادل بین همسرش و خانواده اش هر صحبتی از طرف اون مطرح بشه خیلی فرق داره تا عروس بگه . صبوری هم میخواد رفت و امداتو متوجه میشن سفر خرید یه جاهایی مجبوری پنهان کنی ازشون . ولی خوب خوبی هم زیاد داره اگر با محبت و اهل انصاف باشن هواتو دارن بهت محبت میکنن مثلا من زایمان کردم مادرم بیمارستان بستری بود مادر شوهرم مثل دختر خودش بهم رسید . البته که منم متقابلا واسه اونا همینجورم مثلا نمیگم جاریام نکردن منم نمیکنم . خلاصه که از این نظرا خدا رو شکر راضیم قلق اخلاق همو داریم و زندگی میکنیم ولی اون مساله حمایت مالی و خرید خونه و این چیزا نه متاسفانه چون به ما عادت کردن هیچ جوره کمک نمیکنن مبادا ما ازشون جدا بشیم . دروغ چرا یه جاهایی شیطون میره تو جلدم و اعصابمو بهم میریزه چون بچه های دیگه لب تر کنن پول اماده هست برای پیشرفتای زندگیشون حمایت میشن ولی ما نه . هی باید با خودم کنار بیام این یه مورد رو بسپارم به خدا تا دوباره متمرکز بشم رو زندگیم و داشته هام ولی خوب به نظر من این هم ظلمه هم حق الناس درسته مال خودشه اختیارشو داره ولی بین بچه ها نباید تفاوت گذاشت